استاد علامه آیة الله محمد علی مدرس افغانی «قدس سره» (۱۲۸۴-۱۳۶۵ هجری شمسی) از بزرگ ترین اساتید ادبیات عرب در حوزه های علمیه نجف اشرف و قم مقدس بوده اند و بسیاری از اعاظم و علمای اعلام معاصر، دروس پایه و ادبیات عرب خویش را در محضر ایشان تلمّذ کرده اند.

با وجود مقام علمی شامخ استاد علامه (که بزرگ ترین گواه آن اجازاتی است که آیات عظام وقت مرقوم داشته اند و ایشان را به عنوان مجتهد معرفی کرده اند) آن مرحوم به دلیل ضعف عموم طلاب در یادگیری ادبیات عرب، تا آخر عمر با فداکاری بی مانند، کرسی درس خارج را وانهاد و به تدریس و تالیف در حوزه ادبیات عرب پرداخت.

آیة الله استاد محمد علی مدرس افغانی «قدس سره» (۱۲۸۴-۱۳۶۵ هجری شمسی) از بزرگ ترین اساتید ادبیات عرب در حوزه های علمیه نجف اشرف و قم مقدس بوده اند و بسیاری از اعاظم و علمای اعلام معاصر، دروس پایه و ادبیات عرب خویش را در محضر ایشان تلمّذ کرده اند.

ایشان در سال 1284 هجری شمسی در روستای کرم خوش از توابع خاربید منطقه جاغوری واقع در استان غزنی افغانستان دیده به جهان گشود. در خردسالی به دلیل فقدان مادر، به همراه پدر عازم مشهد الرضا (علیه السلام) شد و در کنار مضجع پاک آن حضرت تحصیلات خود را در مکتب خانه آغاز نمود. در سن 12 سالگی شرح نظام را در محضر ادیب نیشابوری اول فراگرفت و به تکمیل دیگر دروس مقدمات همّت گماشت. شیرینی آغاز طلبگی و تحصیل علوم دینی برای استاد، با وفات پدر بزرگوارشان در ذائقه پایدار نماند و بدین جهت از جوار سلطان سریر ارتضا نیّت کرد که سال آینده در چنین روزی در جوار بارگاه مطهر سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) منزل و مأوی گزیند. لکن تحقق این نیّت به دلیل فقر مالی شدید تنها با پای پیاده میسور بود، بنابراین بر همین طریق عزم سفر کرد.

بعد از سه ماه پیاده روی، از فرط خستگی، ابتلا به بیماری، جراحت و سوء تغدیه، بدن استاد دچار عفونت شده بود، تا جایی که مسافرین بین راهی که در کاروان سرایی در 30 کیلومتری قم سکنی داشتند، به تصور مُسری بودن بیماری، از ارتباط و رسیدگی به وی امتناع می کردند. این خبر به اطلاع موسس حوزه مبارکه قم مرحوم آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری (رضوان الله علیه) رسید و آن زعیم عالی مقام دستور انتقال استاد مدرس افغانی را به مریض خانه دارالشفاء صادر کردند و پس از بهبودی نسبی، ضمن اطلاع از هدف مقدس استاد، شخصاً از استاد عیادت کردند و او را مورد تفقّد خویش قرار دادند.

پس از بهبودی استاد راهی عراق شد و پس از مشقت های فراوان و ممانعت های چندباره از ورود به کشور عراق، سرانجام دو روز مانده به اربعین حسینی به بغداد رسید و پس از زیارت امامین کاظمین (علیهما السلام) به منظور ادای نذر خود با یأس و ناامیدی با قایق از طریق رودخانه عازم کربلای معلّی شد و با خواست الهی و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) در روز اربعین و پس از کامل شدن یک سال از آغاز سفر، به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) نائل آمد.

پس از چند روز مجدداً به کاظمین بازگشت و منظور تکمیل سفر معنوی خود با پای پیاده، از آن شهر به کربلای معلّی عزیمت کرد و پس از اقامتی یک ماهه، به نجف اشرف وارد شد و پس از انجام آداب زیارت و پابوسی آستان تاج الموحدین امیرالمومنین (علیه السلام) کم کم باعدهّ ای از طلاب افغانی و خراسانی آشنا و طرح رفاقت و باب مراوده گشوده شد.

پس از مدتی تحقیق و تفخص از مدارس علمیه آن دیار و کیفیت تدریس اساتید، سرانجام عزم را جزم کردند و با وجود آن که در حوزه مبارکه مشهد، ادبیات عرب و مقداری از شرح لمعه و منطق را فرا گرفته بودند، در حوزه نجف مجدداً ادبیات، منطق، کلام، فقه و اصول فقه را با جدیّت کامل شروع کردند. این در حالی بود که استاد با تنگنای شدید مالی دست و پنجه نرم می کردند، به گونه ای که برخی از هم شهری هایش که برای زیارت به نجف و حجره استاد آمده بودند، با مشاهده وضعیت رقّت بار ایشان از باب مساعدت مقداری پول به صورت پنهانی در زیر حصیر استاد قرار داده بودند. با وجود این شرایط طاقت فرسا، استاد با جدیّت به سپری کردن سطوح یکی پس از دیگری پرداختند و در کنار تحصیل -چنان چه در حوزه های علمیه مرسوم است- به امر تدریس مبادرت کردند.

جدیت استاد در فراگیری علوم به میزانی بود که پس از حدود چهار سال در بین طلاب حوزه نجف، یک جوان افغانی در ادبیات عرب شهرت یافته بود و از او به نیکی یاد می کردند. این تلاش های بی وقفه ادامه یافت و تسلّط ایشان در ادبیات عرب و علوم حوزوی به حدّی رسید که مورد علاقه دو تن از اساطین فقاهت و مرجعیت یعنی آیات عظام مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم میرزای نائینی (قدس سرهم) واقع شدند.

عمق تحقیقات و تسلّط ایشان بر ادبیات عرب و تالیف کتاب های متعدد، بزرگان و مسئولین دانشگاه الأزهر مصر را نیز به اعجاب واداشته بود و هیأتی جهت دعوت رسمی از ایشان برای پذیرفتن ریاست بخش ادبیات عرب آن دانشگاه به عراق اعزام کرده بودند. آری! همه این قابلیّت ها و توانائی های ایشان موجب شد تا اساطین آن روزگار نجف با تعابیری خاص و عالمانه اجازه اجتهاد ایشان را به رشته تحریر در آوردند.

در بخشی از اجازه حضرت آیة الله محمدعلی کاظمی خراسانی آمده است:

جناب عالم فاضل، مهذب كامل و پاك و مورد اعتماد، شیخ محمد علی غزنوی از جمله كسانی است كه عمرش را صرف تحصیل علوم شرعیه كرده است؛ در حالی كه تحصیل او با بحث و كوشش، تلاش و اجتهاد همراه بوده است، او در محضر علما حاضر شد و از آن ها با فهم و تدبر استفاده كرده بحمدالله به مرتبة اجتهاد رسیده و مورد وثوق و اعتماد است.

در ذیل این اجازه حضرت آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی مرقوم داشته اند: صدر من اهله في محله

در سال 1318 هجری شمسی و پس از 15 سال مجاورت بارگاه اقدس علوی (علیه السلام)، زعیم عالیقدر حضرت آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی به استاد مأموریت داد تا منطقه مزارشریف افغانستان مهاجرت کند و ایتام آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را در آن دیار کفالت و سرپرستی نماید. استاد تقریباً طی دو مرحله در آن سامان اقامت گزیدند و در این مدّت منشأ خدمات ارزشمند و ماندگار علمی و اجتماعی بودند.

بعد از 5 سال دوباره به نجف اشرف بازگشتند و به دستور آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی به مدت 2 سال به سامرا رفتند و به تدریس در حوزه علمیه آن شهر مشغول شدند. پس از آن به دستور ایشان با خانواده به مدّت دو سال مجدداً به افغانستان مهاجرت کردند. پس از رحلت آن زعیم عالیقدر، استاد به جاغوری نقل مکان کردند و پس از آن به سوی کابل و از کابل به جانب قندهار و از آن جا کویته پاکستان را در پیش گرفتند و سپس در بندر کراچی سوار بر کشتی به سوی بصره و از بصره عازم نجف اشرف شدند و در سال 1326 هجری شمسی در این شهر مقدس منزل و مأوا گزیدند.

استاد مدرس افغانی از سال 1326 تا سال 1353 شمسی به مدّت 27 سال در حوزه نجف به فعالیت علمی اشتغال داشتند، تا این که حسن البکر حاکم بعثی عراق، برخی ایرانیان را از عراق خارج کرد و از سوی دیگر کودتای سردار داودخان بر علیه ظاهرشاه روی داد که منجر به شکل گیری نظام سیاسی جمهوری در افغانستان شد. در همین اثناء سفارت افغانستان اعلام کرد که تمام افغانی ها برای تعویض گذرنامه های شاهنشاهی به جمهوری، به سفارت مراجعه کنند و از آن جا که اکثر افغانی ها کارت اقامت نداشتند، در صورت مشاهده مأموران عراقی توقیف و زندانی می شدند. استاد مدرس افغانی جهت رفع این مشکل و به خاطر خیرخواهی و تسریع در عمل، شخصاً در بغداد با سفیر افغانستان ملاقات می کنند. سفیر افغانستان در عراق که شخصیتی ادیب و فاضل به نام خلیل خلیلی بود مساعدت می کند تا خود استاد مدرس افغانی گذرنامه ها را جمع آوری کنند و ماهی یکی دو بار جهت اخذ گذرنامه های جدید به سفارت بیایند. پس از این ملاقات جاسوسان به مأموران عراقی (که به دنبال بهانه ای جهت آزار و اذیت شیعیان بودند) گزارش می دهند و آن ها نیز شبانه به منزل استاد هجوم می برند و ایشان را دستگیر می کنند. بعد از گذشت چند روز به سفارت افغانستان خبر می دهند که ایشان به خاطر جعل گذرنامه دستگیر شده است. سفارت پاسخ می دهد که ایشان با هماهنگی و درخواست ما به این امر مبادرت ورزیده اند. بالاخره پس از مدّتی با وساطت و فشار سفارت استاد از زندان آزاد شدند. بعد از این واقعه و به دلیل تحت نظر بودن کامل، تصمیم می گیرند که از عراق خارج شوند. دقیقاً روزی که ویزای ایران آماده و گذرنامه مهر خروجی خورده بود، ایشان را دوباره دستگیر می کنند و پس از مدّت ها تفحص و با تلاش حضرت آیة الله خوئی (قدس سره) معلوم می شود که ایشان در زندان ابوغریب اسیر است. سرانجام پس از 45 روز آزاد می شوند و به ایشان اعلام می کنند که ظرف 24 ساعت می بایست از عراق خارج شوند.

به هر تقدیر استاد در سال 1353 هجری شمسی وارد ایران شدند. در بدو ورود چند روزی را در تهران و سپس به قصد زیارت امام هشتم (علیه السلام) عزم مشهد کردند و در این اثنا مردّد بودند که به جهت فعالیت های علمی در کجا توطّن کنند. بالاخره قم را برگزیدند ودر کمتر از 6 ماه آوازه استاد علامه مدرس افغانی سراسر قم را طنین انداز کرد. در مدّت 12 سالی که در قم بودند در شبانه روز 10 جلسه درس را اداره می کردند و قریب به 4000 نوار درسی به علاقمندان علم تقدیم کردند.

با وجود مقام علمی شامخ استاد علامه در فقه و اصول فقه (که بزرگ ترین گواه آن اجازاتی است که آیات عظام وقت مرقوم داشته اند و ایشان را به عنوان مجتهد معرفی کرده اند) آن مرحوم به دلیل ضعف عموم طلاب در یادگیری ادبیات عرب به عنوان پایه یادگیری و فهم علوم دینی، تا آخر عمر با فداکاری بی مانند تدریس کتاب های سطوح بالاتر حوزه های علمیه و نیز کرسی درس خارج را وانهاد و به تدریس و تالیف در زمینه ادبیات عرب به عنوان یک وظیفه دینی پرداخت

نتیجه این مجاهدت، بالارفتن سطح علمی تدریس ادبیات عرب در حوزه های علمیه، تربیت هزاران طلبه با پایه های علمی قوی، ارائه سبکی نوین در تدریس و به یادگار ماندن کتاب هایی چون المدرس الافضل و تعلیقه بر جامع المقدمات است که در طول تاریخ، تالیف چنین آثاری به وسیله یک عالم شیعی و با چنین غنای علمی بی سابقه بوده است و خود افتخاری برای حوزه های علمیه محسوب می شود

سرانجام استاد مدرس افغانی پس از سپری کردن 81 سال سخت و پرفراز و نشیب، در سال پایانی عمر به ناراحتی و عارضه قلبی دچار شدند و این حمله های قلبی در فواصل زمانی نزدیک بهم اتفاق می افتاد.

نیمه شب حمله قلبی بر ایشان عارض می شود، با پای خویش آهسته آهسته تا سر کوچه می روند تا با ماشین یکی از همسایگان، به بیمارستان کامکار منتقل شوند. در آن جا به دکتر می گویند: گویی حالت خفگی بر من عارض شده است و بلافاصله ایشان را به اتاق سی.سی.یو منتقل می کنند و سرانجام پس از گذشت چند ساعت جان به جان آفرین تسلیم می کنند.

بدین سان مرحوم آیة الله مدرس افغانی در صبح روز چهار شنبه 5 شهریور 1365 شمسی به سرای باقی شتافتند و پیکر مطهر ایشان را در قبرستان باغ بهشت قم، سالن شماره 5، مقبره خاندان آیة الله روحانی دفن کردند.

ارتباط با ما
درخواست دروس
Copyright 2014 © تمامی حقوق محفوظ است
حضرت آيت الله سیدابوالحسن موسوی اصفهانی
حضرت آيت الله محمدعلی کاظمی خراسانی
حضرت آیت الله خویی
حضرت آيت الله آقابزرگ طهرانی
حضرت آیت الله محمدباقر صدر